تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 


رباعي

1-

از شانه ي طوفان زده پر را بردار
از اين تن پاره پاره سر را بردار

هي ميروم ونميرسم،خسته شدم
از پاي من آوار سفر را بردار


2-
هي سعي نکن به شعر طاقت بدهي
بشکن که به زندگي شهامت بدهي

اي ماه غريب ميتواني شب را
هر وقت دلت خواست خجالت بدهي

3-
آشفته پلنگ زخميم رام بخواب
در بستر روًيايي اين کام بخواب

امشب که نه ماه است نه آهو نه غزل
بالاي همين صخره ي آرام بخواب


4-
در هممهمه ي ظلمت شب مشعل بود
خاشاک نبود جنسش از مخمل بود

هرگز نسپرد تن به تحقير تبر
مفهوم غرور سبز يک جنگل بود


5-
هر چند پرم از تب سردي ديگر
هي شانه شدم براي دردي ديگر

من کوه غرور وزن دلخواه توام
کي مي شکنم براي مردي ديگر

 

6-
دنبال درو کردن رودند عزيز
اين طايفه انگار يهودند عزيز

اينجا کسي از جنس شقايقها نيست
اي کاش همه مثل تو بودند عزيز


7-
گفتند حذر کن که دلش آهني است
تقدير تو بعد از او پر از روشني است

تا رفتي و آواره شدم فهميدم
مفهوم عميق دوستي دشمني است

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7747/76372.html


 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح چهارم, | بازديد : 338

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


انتظار
.

 


شب مانده وپروانه ي من منتظر است

تاصبح غزلخانه ي من منتظر است

هر وقت دلت هواي باريدن داشت

برگرد بيا شانه ي من منتظر است

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7747/71689.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح چهارم, | بازديد : 198

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |


کبوتر نشان

**

سلام برج کبوتر نشان نوراني
دلم گرفته دوباره،دلم ...تو مي داني

دلم گرفته که باز عاشقانه بنويسم
از انجماد غريب ترانه بنويسم

دلم گرفته که فرياد بي صدا باشم
دوباره زائر دلتنگي رضا باشم

دوباره گريه کنم روي شانه هاي کسي....
دلم گرفته دوباره،دلم براي کسي...

که باز از شب کابل به عشق پر بکشم
دوباره بر تن بي روح شعر سر بکشم

?
سلام شمس ولايت،سلام حضرت عشق
سلام اوج بلنداي درک غربت عشق

غريب آمده ام تا تو ضامنم باشي
شروع سبز غزلهاي باطنم باشي

دلم گرفته،دلم سر پناه مي خواهد
شب هميشگيم حس ماه مي خواهد

هنوز در تب شبهاي درد همسايه
پريم از غم تلخ نبرد همسايه

هنوز کشورم از داغ جنگ مي سوزد
نشسته بر تن آئينه گرد همسايه

کسي نمانده که شب را به انتها ببرد
دگر نمانده در اين جاده مرد همسايه

خزان نشسته به جنگل،زمين ستم پوش است
وبرگهاي زمان مانده زرد همسايه

کجاست همنفسي تا دوباره برخيزيم
رها شويم از اين خواب طرد همسايه

جهان حقوق بشر را به شب تعارف کرد
واز سپيده حمايت نکرد همسايه

غروب مانده واز شهر کشته مي بارد
در آستانه ي اين فصل سرد همسايه

دلم گرفته،دلم زخمدرد دلتنگيست
تمام آينه هاي حواليم سنگيست

تمام گندم اين شهر را که جو کردند
دوباره فرصت پرواز را درو کردند

دوباره سهم کبوتر گلو له ي سربيست
کسي به فکر باغچه به فکر گلها نيست

دوباره يخ زده در دستهايمان خورشيد
کسي به سمت غزلهاي تازه تر نوزيد

کسي شروع نشد از دوباره هاي خودش
وگيس دختر سيد جواد را نکشيد

کسي نخواست که قسمت کند جهانش را
سحر پرنده ي بي سر از آسمان باريد

کسي نخواست ببيند که مرده آزادي
وشعر روي لبان ستاره ها خشکيد

دلم گرفته دعا کن طلوع هشتم عشق
دلم گرفته دعا کن صداي سبز اميد

دلم گرفته دعا کن ستاره برگردد
دوازده غزل امشب دوباره برگردد

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/81208.html

 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح چهارم, | بازديد : 297

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

لبريز يقين .تجسم باور شد
تا نيمه ي ديگري زپيغمبر شد

آئينه ي ماه را شکستند ولي
هر تکه ي او آينه اي ديگر شد

***

آئينه شباهت جلي مي گيرد
از حضرت خورشيد بلي مي گيرد

او نيمه ي سيبي ست که در معراجش
دستان محمد از علي مي گيرد

***

شق القمر دوباره ي مولا بود
يا نيلي زخم مادرش زهرا بود؟

هر تکه به ياد يک نفر پر پر شد
هفتاد ودو آئينه ي عاشورا بود

***

چشمان تمام آسمان ها نم شد
تا سايه ي مصطفي از عالم کم شد

شق القمري دو باره مي ديد حسين
يک بار دگر قامت مولا خم شد

***

آئينه ي جد سرمدش مي خواندند
شق القمر مجددش مي خواندند

آنقدر شبيه مصطفي بود علي
که دشمن ودوست احمدش مي خواندند

 

مریم حقیقت


ياعلي

http://www.shereno.com/2102/7803/75081.html

 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح چهارم, | بازديد : 268

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


تکه تکه وزيد

**


شروع فصل سرودن،شروع ماتم هاست
و درنگاه ِ تمام ِ فرشته ها غوغاست

چقدر تشنه پريدن به کامشان شيرين
چقدر وسعت دلهاي پاکشان درياست

کجاست دست نجيبي که ياريش بکند
چقدر ماه بني هاشمي در اين صحراست؟

چقدر بال کبوتر،چقدر تير بلا
چقدر خون به دل گر گرفته ي دنياست
?
کنار علقمه سرو ايستاده افتاده
چقدر بعد علمدار کربلا تنهاست
?
دوباره عطر گل سرخ در اذان پيچيد
صداي باور الله/اکبر ليلاست

دوباره دلهره افتاد بر تن دشمن
دوباره در دل ميدان قيامتي برپاست

شبيه ِ ماه ، شبيه ِ رسول آينه ها
شبيه نيمه ي سيبي ست،غيرت عظماست

صداي تيغ ستم سوز حيدر است اين يا
نشان پهلوي ِ نيلي ِ حضرت زهراست

به سمت ِروشن خورشيد تکه تکه وزيد
شکست قامت دريا...غروب عاشوراست

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/75081.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح چهارم, | بازديد : 228

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

(مجموعه پنج خورشید)

"ليلاي مجنون"

صحراي تشنه آتش محشر گرفته بود
دنيا دوباره عطر پيمبر گرفته بود

الله اکبر اينکه اذان محمد است
گويا خدا به حنجر اکبر گرفته بود

در خلسه هاي ناب حضوري دوباره عشق
قامت براي دفعه ي آخر گرفته بود

تکبير او گلوي زمان را نشانه رفت
وقتي که داغ سرخ زمين سر گرفته بود

يک نيمه سيب بود که دست رسول عشق
از دستهاي ساقي کوثر گرفته بود

هفتاد ودو مسير به سمت بهشت را
در چشمهاي خشک عطش،تر گرفته بود

يک دست سبز خيبر ويک دست سبز عشق
دستي که رنگ حنجر اصغر گرفته بود

رخصت گرفت حضرت درياي تشنه را
يعني به سمت حادثه پيکر گرفته بود

آوار کفر برتن ايمان نشانه رفت
باران تير سمت کبوتر گرفته بود

خون خدا به فرق زمين ريخت يا علي
-شمشير تلخ حادثه را سر گرفته بود؟

در ناله هاي سرخ گلوي بريده اش
بغضي سراغ پهلوي مادر گرفته بود

هي تکه تکه بر بدنش تاخت تيغ ظلم
آئينه بود ،نور مکثر گرفته بود

هر ذره عشق را به زميني سپرد باد
يک دشت طرح لاله ي پر پر گرفته بود

ليلا به سمت خيمه ي مجنون رانه شد
خورشيد از تمام افق پر گرفته بود


 

 مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/75081.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح سوم, | بازديد : 275

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


به خورشيد اسير تب دار امام سجاد عليه السلام
يعني چهار خم

وقتي که عشق در دل طوفان غروب کرد
خورشيد درهجوم زمستان غروب کرد

در خود شکست وسعت لبريز آسمان
در ابرهاي يخ زده باران غروب کرد

زخمي عميق در دل تاريخ زنده شد
در دست هاي معجزه درمان غروب کرد

تا وحي آخرين خدا را کفن کنند
ياد غدير و موسم پيمان غروب کرد

در ذهن هاي يخ زده ي قوم صد نقاب
شبکوچه هاي عطر خوش نان غروب کرد

شبکوچه هاي غربت ِ مرد ودخيل چاه
غمناله هاي حضرت انسان غروب کرد

فرقي به خون نشست که در کوفه پيش از اين
با ژرفناي فزتُ باايمان غروب کرد

گويا هنوز در دل اين شهر جاري است
داغ دلي شکسته که پنهان غروب کرد

بانوي آبهاي جهان در تب عطش
پهلوي زخمهاي فراوان غروب کرد

ذهن بشر به خون وجگر تير بسته بود
يعني که باز جلوه ي قرآن غروب کرد

بادي وزيد جهل به طوفان نشسته بود
رود از مسير خشک بيابان غروب کرد

در هم شکست ساقه ي ترد جوانه را
گل در هجوم خار مغيلان غروب کرد

آتش دوباره بر بدن ياس شعله زد
ليلا دوباره از غم هجران غروب کرد

اين سو نشسته حنجر شش ماهه اي به خون
آن سو رسول ثاني ِ ميدان غروب کرد

دستان سرو از طپش افتاد ومشک مرد!
گل در مشام سبز درختان غروب کرد

يک يک کبوتران خدا تشنه پر زدند
يک يک ستاره هاي درخشان غروب کرد

پيراهني به باد نشست وسري به خون
عطري به سمت غربت کنعان غروب کرد

از خيمه هاي غرق عطش نا له مي وزيد
زنجير روي زخم اسيران غروب کرد

گيسو سه ساله،قامت دلجوي دختري
در دست بادهاي پريشان غروب کرد

تب دار لحظه هاي عظيم حماسه بود
چشمي که در عزاي شهيدان غروب کرد

خون شد دلي که مادر شبهاي سجده بود
بانوي مهد حادثه-ايران- غروب کرد

تو فاتح تمامي دلهاي عاشقي
سجاده اي که در شب زندان طلوع کرد

سوز صداي منتشر خون به قرن ها
وقتي که عشق در دل طفان طلوع کرد

آن شب تبي تو را زشهادت دريغ داشت
تا در نگاه سبز تو عرفان طلوع کرد

فردا امامت دو جهان سهم دست توست
يعني چهار خم به شبستان طلوع کرد

 

مریم حقیقت

التماس دعا
ياعلي

http://www.shereno.com/2102/7803/74713.html


 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح سوم, | بازديد : 189

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

(پنج خورشيد)

 خورشید اول

 

به خورشيد لب تشنه امام حسين عليه السلام


تا حنجر پاک تو به قاتل برسد
بايد که جهان به دور باطل برسد

لب تشنه فرات مينشيند عمري
تا کشتي کربلا به ساحل برسد

**

خورشید دوم


به خورشيد ساقي حضرت قمر بني هاشم عليه السلام

از مسند پاک روشني عزل است آب
در دفتر شعر عاشقان هزل است آب

تا از لب ماه تشنه لب تر نشده است
لب تشنه ي يک جرعه اباالفضل است آب

 

 مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/74713.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح سوم, | بازديد : 186

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


ترانه

کبوترانه1

**
دوباره پر کشيدم سمت حرم
آقاجون سلام منم کبوترم

لحظه ي سبز زيارت اومده
دل من محض جسارت اومده

اومدم بگم آقا عزا دارم
دست مرحم بکشين روي سرم

بي قرارم بي قرارم بي قرار
آقا جون خسته شدم از انتظار

کوچه ها پر شده از صداي باد
چرا امشب صداي پات نمياد؟

چرا امشب...آقا جون دعا کنيد
نکنه دنيا رو بي بابا کنيد

نکنه کوفه خراب شه سرمون
گرگه غارت کنه بال وپرمون

مرغا رو قسم دادم که نزارن
نکنه از سر رات کنار برن

آقا جون قفل در و جواب نکن
ايندفه مسجدو انتخاب نکن

ايندفه مسجدو.....آقا جون نرو
محض دلداري آسمون نرو

آقا جون کبو ترا منتظرن
نکنه که دست خالي بپرن

نکنه پابزاري رو دلامون
سمت مسجد...نکنه...نه آقا جون

ما ديگه طاقت سرما نداريم
تو که خوب مي دوني بابا نداريم

سرمون بلا مي باره پشت هم
بهمون مي گن يتيماي حرم

بهمون مي گن کبوتر پاپتي
خسته ايم از اين روزاي لعنتي

جوجه هامونو اورديم پيشتون
آقا جون تو رو خدا نرو بمون

بزا از دردا برات قصه بگيم
از زمين گردا برات قصه بگيم

دنيا لبريز غم ودرده آقا
دورمون جهنم سرده آقا

ديگه هيچکي پر پرواز نداره
واسه آسمون شدن راز نداره

کوچه خالي شده از صداي پا
پشت هم جون ميدن اينجا يتيما

ديگه هيچکي نون وخرما نداره
آخه دنيا ديگه آقا نداره

دنيا لبريز غم وسياهيه
اين صداي کفتراي چاهيه

وقتي درداي تو رو گوش مي کنيم
غم عالمو فراموش مي کنيم

توي نخلا پيچيده صداي باد
چرا آقا ديگه اينجا نمياد

دور مردم پيچيده حصار درد
اما هيچکي توي چاه گريه نکرد

نکنه آقا از اينجا پرزده؟
نکنه از ما خطايي سر زده؟

پرامون سوخته تو آتيش غمت
نمي شه پر بکشيم تا حرمت

آخه ما طوق طلايي نداريم
يتيميم آقاکه جايي نداريم

داره از ؟آسمونا صدا مياد
صداي خود خود خدا مياد

نکنه پر بکشي نه آقاجون
نري آتيش بزني به جونمون

نکنه...بازم صداي پا مياد
داره باز از آسمون صدا مياد

به خداي کعبه.....آقا پر کشيد
ديگه هيچکي رنگ خورشيد و نديد

ما را زدعا کاش فراموش نسازند
رندان سحر خيز که صاحب نفسانند

 

مریم حقیقت

ياعلي


http://www.shereno.com/2102/7803/79030.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح سوم, | بازديد : 397

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


هوالعلي العليم


دوبيتي

***
اگر مولا نمي شد از غم آزاد
نبودش فزت رب الکعبه فرياد

قسم بر فرق زخمي عدالت
خدا صبر وقرار از دست مي داد

***

زمين وآسمان را اشک مي ريخت
کسي هم پاي مولا اشک مي ريخت

علي مرتضي را کشته بودند
خدا از عرش اعلا اشک مي ريخت

***

و کوفه خويش را انکار مي کرد
شياطين را کسي بيدار مي کرد

نه قفل در نه مرغابي.....که آنشب
انيسش را خدا احضار مي کرد

***

زمين غرق تمنا بود آنشب
شب ديدار زهرا بود آنشب

نه اينکه کشت او را ابن ملجم
خدا دلتنگ مولا بود آنشب

***

شب کوفه سياهي جار مي زد
کبوترهاي چاهي دار مي زد

علي ديگر به نخلستان نيامد
خدا تنهائيش را زار مي زد

***


از عمق عشق غيرت مي تراود
زفرق خون عدالت مي تراود

خدايا کوفيان با او چه کردند
هنوز از چاه غربت مي تراود

 

مریم حقیقت

 

http://www.shereno.com/2102/7803/79030.html


 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح سوم, | بازديد : 249

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

هوالعلي

 

در حنجره ها شور صدا را کشتند
آئينه ي رحمت خدا را کشتند

در عرش نداي"ياحبيبي"پيچيد
هيهات علي مرتضي را کشتند

?

شام بد ماجرا فرود آمده بود
غم بر دل انبيا فرود آمده بود

آن تيغ که بر فرق تومي خوردعلي
بر سينه ي مصطفا فرود آمده بود

?

غمناله واشک وآه بايد برسد
آتش به گلوي ماه بايد برسد

پهلوي شکسته ي علي را کشتند
اين نامه به دست چاه بايد برسد

 

طاعاتتان قبول
اگر يادتان ماند وباران گرفت
دعايي به حال بيابان کنيد

 

مریم حقیقت

ياعلي

http://www.shereno.com/2102/7803/78910.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح سوم, | بازديد : 256

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |


آخرين ستاره

 


امشب تمام پنجره ها باز مي شود
دنيا پر از طراوت يک راز مي شود

دستي تو را به سمت حرا پيش مي برد
يعني دوباره نوبت اعجاز مي شود

در خلسه هاي ناب حضوري دوباره عشق
بين تو وخداي تو آغاز مي شود

اقرا که نبض سبز زمان ايستاده است
بگشاي پر که نوبت پرواز مي شود

اي آخرين ستاره به رخوت نشسته ايم
قرآن بخوان که پنجره ها باز مي شود

 

مریم حقیقت

التماس دعا
ياعلي


http://www.shereno.com/2102/7803/74223.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح سوم, | بازديد : 271