تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

حضرت خير العسل

**


يک نفر دارد دلم را آب وجارو مي زند
فرق زخمي غزل را عشق دارو مي زند

گوش هستي را نداي يا علي پر کرده است
حضرت خير العسل در سينه کندو مي زند

يا علي مي بارد از کل زمين وآسمان
آدم وجن وپري با عشق زانو مي زند

غرق درياي حضور حق شدم با نام تو
دستهاي بي قرارم رنج پارو مي زند

از وجودت آفتابي مي شود خورشيد تا
آسمان عطر حضورت را به گيسو مي زند

مکه مقصود تمام عاشقان عالم است
تا که نام يا علي از کعبه سو سو مي زند

دستهاي ضامنش آغشته با نام عليست
او که بر بال ملائک طرح آهو مي زند

تا نگاه روشنت مولاي درويشان شده است
کل ذرات دوعالم با تو ياهو مي زند

اشهد ان...شهادت مي دهم مولاي من
در تو مي آيد خدا با عشق اردو مي زند

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/72372.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح اول, | بازديد : 151

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

شعر عدالت


کعبه دل پهناورت را مي شناسد
اين خانه عطر مادرت را مي شناسد

شق القمر يعني تو وابروي خونين
محراب عمق باورت را مي شناسد

هرچند نيلي مانده سيلي بر تن گل
کوچه غرور همسرت را مي شناسد

سنگ وکفن،تابوت وتير آه از دلت آه
تاريخ زخم حنجرت را مي شناسد

از سنگهاي نينوا خون مي تراود
شش گوشه هاي پيکرت را مي شناسد

خورشيد هر مغرب طلوعي سرخ دارد
يعني حسين بي سرت را مي شناسد

در خود فرات از تشنگي لبريز مانده است
تا حسرت ِ آب آورت را مي شناسد

اين ابرهاي تا ابد آبستن از اشک
خونگريه هاي دخترت را مي شناسد

پرواز کن کوفه پرازچنگال گرگ است
اين آسمان بال وپرت را مي شناسد

خاک از قدمهاي تو امشب مي گريزد
مسجد نماز آخرت را مي شناسد

ميعادگاه عاشقان دلشکسته است
چاهي که چشمان ترت را مي شناسد

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/72372.html

 

 

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح اول, | بازديد : 333

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

آوار ِآواز

 


شايد دوباره فرصت جبران نيايد

مردي سوار اسب در باران نيايد

يک شب هراسان پر بگيري از خودت و

ديگر به سمت پيکر تو جان نيايد

گاهي نگاهي سمت کفرت مي کشاند

شک کن به عشقي که پس از ايمان نيايد

اي خواب شيرين بر تن فرهاد بنشين

تا سمت کوه وتيشه بعد از آن نيايد

يوسف به چشمانش بده پيراهنت را

شايد صداي گريه از کنعان نيايد

آوار ِ آواز است وقتي که شميم

گلپونه هاي وحشي از کرمان نيايد

آشفته ام مثل هواي سبز جنگل

مثل سکوتي که پس از طوفان نيايد

از بس که نفرين کرده ام اين ابرها را

مي ترسم از اينکه دگر باران نيايد

زاينده رود از اصفهان خاليست بي تو

شيراز وقتي از تب گيلان نيايد

ليلا دوباره قسمت ابن السلام است

اي کاش مجنون سمت نخلستان نيايد

از خواب تلخ آرزو سيرم دعا کن

مردي سوار اسب در باران نيايد

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/72277.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح اول, | بازديد : 211

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

صبح تر


غروبِ تلخ مسافر؛شروع صبحی تر
صدای سرخ غزل بر سپیدی دفتر
*
شبیه آینه تصویر شد درون خودش
پرید از وسط ذهن او دوتا کفتر

به سمت خیس دعا سمت بارش تقدیر
نشست وشست درونش دوتا کبوتر پر

چقدر پر شده فریاد بی صدا در مرد
هجوم تب به حضور همیشه ی بستر

چقدر پر زده سمتی که هشتمین در بود
*((که خوب فصل غریبی...))که گوش شیطان کر

صدای گنگ شکستن درون سجاده
صدای زخمی شعر از گلوی.../خواب آور

به سرنوشت خودش چنگ می زند در خویش
هجوم خون به دل واژه های سرخ خطر
*
زمان گذشت وساعت شروع فصلی سرد
پرید سمت غزلخوانی خدا قیصر

 

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/108491.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح اول, | بازديد : 205

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

قیصر قفس را شکست

برای شادی بالهایش دعا کنیم

عصرهای پنج شنبه خانه ی سنگیت بوی مریم می گیرد

حالا چه فرق می کند

کجای آسمان ورق بخوری

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/108491.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح اول, | بازديد : 135

صفحه قبل 1 ... 4 5 6 7 صفحه بعد