تبلیغات اینترنتیclose
يک شعر سبز توي سرم راه مي رود( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

سبز ِ باور

 

يک شعر سبز توي سرم راه مي رود
وقتي که عشق دور وبرم راه مي رود

در خاطرات کودکيم پرسه مي زند
دردي که باز تا پدرم راه مي رود

در من هزار سال به طوفان نشسته است
بغضي که توي چشم ترم راه مي رود

دل ميله هاي سرد قفس راشکسته است
پرواز روي بال وپرم راه مي رود

امشب کبوتر غزلي تشنه ام که باز
تا مشکهاي سبز حرم راه مي رود

آتش،گلوله،خون،همه ي سرزمين ِ من
در دستهاي شعله ورم راه مي رود

گرگي به مرگ باور من فکر مي کند
يک شعر سبز توي سرم راه مي رود

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/109473.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح سوم, | بازديد : 228