تبلیغات اینترنتیclose
به خورشيد اسير تب دار امام سجاد( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


به خورشيد اسير تب دار امام سجاد عليه السلام
يعني چهار خم

وقتي که عشق در دل طوفان غروب کرد
خورشيد درهجوم زمستان غروب کرد

در خود شکست وسعت لبريز آسمان
در ابرهاي يخ زده باران غروب کرد

زخمي عميق در دل تاريخ زنده شد
در دست هاي معجزه درمان غروب کرد

تا وحي آخرين خدا را کفن کنند
ياد غدير و موسم پيمان غروب کرد

در ذهن هاي يخ زده ي قوم صد نقاب
شبکوچه هاي عطر خوش نان غروب کرد

شبکوچه هاي غربت ِ مرد ودخيل چاه
غمناله هاي حضرت انسان غروب کرد

فرقي به خون نشست که در کوفه پيش از اين
با ژرفناي فزتُ باايمان غروب کرد

گويا هنوز در دل اين شهر جاري است
داغ دلي شکسته که پنهان غروب کرد

بانوي آبهاي جهان در تب عطش
پهلوي زخمهاي فراوان غروب کرد

ذهن بشر به خون وجگر تير بسته بود
يعني که باز جلوه ي قرآن غروب کرد

بادي وزيد جهل به طوفان نشسته بود
رود از مسير خشک بيابان غروب کرد

در هم شکست ساقه ي ترد جوانه را
گل در هجوم خار مغيلان غروب کرد

آتش دوباره بر بدن ياس شعله زد
ليلا دوباره از غم هجران غروب کرد

اين سو نشسته حنجر شش ماهه اي به خون
آن سو رسول ثاني ِ ميدان غروب کرد

دستان سرو از طپش افتاد ومشک مرد!
گل در مشام سبز درختان غروب کرد

يک يک کبوتران خدا تشنه پر زدند
يک يک ستاره هاي درخشان غروب کرد

پيراهني به باد نشست وسري به خون
عطري به سمت غربت کنعان غروب کرد

از خيمه هاي غرق عطش نا له مي وزيد
زنجير روي زخم اسيران غروب کرد

گيسو سه ساله،قامت دلجوي دختري
در دست بادهاي پريشان غروب کرد

تب دار لحظه هاي عظيم حماسه بود
چشمي که در عزاي شهيدان غروب کرد

خون شد دلي که مادر شبهاي سجده بود
بانوي مهد حادثه-ايران- غروب کرد

تو فاتح تمامي دلهاي عاشقي
سجاده اي که در شب زندان طلوع کرد

سوز صداي منتشر خون به قرن ها
وقتي که عشق در دل طفان طلوع کرد

آن شب تبي تو را زشهادت دريغ داشت
تا در نگاه سبز تو عرفان طلوع کرد

فردا امامت دو جهان سهم دست توست
يعني چهار خم به شبستان طلوع کرد

 

مریم حقیقت

التماس دعا
ياعلي

http://www.shereno.com/2102/7803/74713.html


 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح سوم, | بازديد : 190