تبلیغات اینترنتیclose
سلام برج کبوتر نشان نوراني( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |


کبوتر نشان

**

سلام برج کبوتر نشان نوراني
دلم گرفته دوباره،دلم ...تو مي داني

دلم گرفته که باز عاشقانه بنويسم
از انجماد غريب ترانه بنويسم

دلم گرفته که فرياد بي صدا باشم
دوباره زائر دلتنگي رضا باشم

دوباره گريه کنم روي شانه هاي کسي....
دلم گرفته دوباره،دلم براي کسي...

که باز از شب کابل به عشق پر بکشم
دوباره بر تن بي روح شعر سر بکشم

?
سلام شمس ولايت،سلام حضرت عشق
سلام اوج بلنداي درک غربت عشق

غريب آمده ام تا تو ضامنم باشي
شروع سبز غزلهاي باطنم باشي

دلم گرفته،دلم سر پناه مي خواهد
شب هميشگيم حس ماه مي خواهد

هنوز در تب شبهاي درد همسايه
پريم از غم تلخ نبرد همسايه

هنوز کشورم از داغ جنگ مي سوزد
نشسته بر تن آئينه گرد همسايه

کسي نمانده که شب را به انتها ببرد
دگر نمانده در اين جاده مرد همسايه

خزان نشسته به جنگل،زمين ستم پوش است
وبرگهاي زمان مانده زرد همسايه

کجاست همنفسي تا دوباره برخيزيم
رها شويم از اين خواب طرد همسايه

جهان حقوق بشر را به شب تعارف کرد
واز سپيده حمايت نکرد همسايه

غروب مانده واز شهر کشته مي بارد
در آستانه ي اين فصل سرد همسايه

دلم گرفته،دلم زخمدرد دلتنگيست
تمام آينه هاي حواليم سنگيست

تمام گندم اين شهر را که جو کردند
دوباره فرصت پرواز را درو کردند

دوباره سهم کبوتر گلو له ي سربيست
کسي به فکر باغچه به فکر گلها نيست

دوباره يخ زده در دستهايمان خورشيد
کسي به سمت غزلهاي تازه تر نوزيد

کسي شروع نشد از دوباره هاي خودش
وگيس دختر سيد جواد را نکشيد

کسي نخواست که قسمت کند جهانش را
سحر پرنده ي بي سر از آسمان باريد

کسي نخواست ببيند که مرده آزادي
وشعر روي لبان ستاره ها خشکيد

دلم گرفته دعا کن طلوع هشتم عشق
دلم گرفته دعا کن صداي سبز اميد

دلم گرفته دعا کن ستاره برگردد
دوازده غزل امشب دوباره برگردد

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7803/81208.html

 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح چهارم, | بازديد : 298