تبلیغات اینترنتیclose
رباعی::من ماندم وزخم ِاعتماد ِقابيل ( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 چند رباعی


***

من ماندم وزخم ِاعتماد ِقابيل
پروحشت ِازصليب وداغ ِانجيل

موسي شدم وطور به دادم نرسيد
از غصه نجاتم بده يا عزرائيل

***

ديگر دلت اهل پر زدن نيست برو
طوطي غزل شکر شکن نيست برو

من عاشق چشمان کسي بودم که...
اين مرد غريب عشق من نيست برو

***

اي کاش که لااقل به دادم برسد
دست تو پر از غزل به دادم برسد

رفتي وبه زندگي دچارم کردي
من منتظرم اجل به دادم برسد

***

مي خواهم از اوج آسمان بر خيزم
از حس غريب لامکان برخيزم

امروز رها مي شوم از چشمانت
بايد که از اين خواب گران برخيزم

***


در چشم ترم بي تو نمي نيست عزيز
بر اين تن خسته مرهمي نيست عزيز

نفرين تو پرواز مرا زخمي کرد
آواره شدن درد کمي نيست عزيز

***


اي کاش کبوتر برسد همسايه
بر شانه ي تو پر برسد همسايه

بگذار که اينقدر به تو ظلم کنند
تا صبر خدا سر برسد همسايه

***

از شانه ي طوفانزده پر را بردار
از اين تن پاره پاره سر را بردار

هي مي روم ونميرسم خسته شدم
از پاي ِ من آوار سفر را بردار

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7747/79842.html

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح چهارم, | بازديد : 328