تبلیغات اینترنتیclose
روي خطوط نازکي از سيمها نشست ( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

اِنا لِله وَاِنا اَلَيهِ راجِعون

 **

روي خطوط نازکي از سيمهاي لخت/

اين کلمه بار اروتيکش زياده بايد عوضش کنم!

 **

روي خطوط نازکي از سيمها نشست

آيا دوباره فرصت پرواز مانده است؟

ديگر دخيل شرجي باران نمي شوم

اصلن براي شعر تو ايمان نمي شوم

بس کن چقدر بخت مرا سنگ مي زني

هي چشمهاي خيس مرا چنگ مي زني

باور نمي کنم که دلت تنگ مي شود

حتي غزل به نام تو(نيرنگ ميشود)/ميتواني مثل من پرانتز را نقطه چين بخواني/

حالا براي اينکه غزل فلسفي شود

بايد در انتظار گودو گريه کرد وبعد...

در هفت سين فاجعه نو گريه کرد وبعد...

با در دهاي تلخ اوشو گريه کرد وبعد...

توي همين دقيقه کنار تو شاد بود

روي قرار ساعت دو گريه کرد وبعد....

مثل کلافه ها به غذا خيره شد...نشست

مثل کلافه ها به منو گريه کرد وبعد...

بي اختيار سمت کزت شاعرانه شد

با پيرمرد مست هوگو گريه کرد وبعد...

نقشه کشيد تا که عدالت بيايد و...

در نقش دستهاي زورو گريه کرد وبعد...

تا تو گمان کني که غزل فلسفي شده ست

بايد در انتظار...يهو گريه کرد وبعد

مارکز کنار دفتر تو گريه مي کند

صد سال مرده ام که تو تنهائيم کني

فکري به حال اينهمه رسوائيم کني

صد سال مرده ام که تو عيسي شوي ومن...

در پيکرم حلول مسيحا شوي ومن....

صد سال مرده ام که زليخا بمانم و...

در انتظار حضرت زيبا بمانم و...

صد سال مرده ام که حرا مال من شود

تا شانه هاي پاک خدا مال من شود

صد سال مرده ام که ببارم به نام تو...

/اين کفر نيست نه اين عشق مطلق است/

تنها صدا.. صداست که مي ماند وهنوز....

شاعر به ياد عشق تو مي خواند وهنوز....

روي خطوط نازکي از سيمها کسي...

اِنا اَلََيک عشق

/

چرا گريه سر کنم؟

 

** 

هيتلر به ناپلئون:شما براي پول مي جنگيد ما براي شرف

ناپلئون به هيتلر:هرکس براي چيزي مي جنگد که ندارد

 

 مریم حقیقت

يا علي

http://www.shereno.com/2102/7746/78341.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح چهارم, | بازديد : 170