تبلیغات اینترنتیclose
آسمان نا شکيب مي بارد ( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

خانه سياه است

 **

 

آسمان نا شکيب مي بارد ، بغض ِ آتشدلان به هم خورده ست

دارد از دست مي رود خورشيد،وسعتِ آسمان به هم خورده ست

تو نباشي غروب الزامي ست ، عاشقي ابتداي بد نامي ست

آفتاب است و روز خاموش است ، نقشهاي زمان به هم خورده ست

يک نفر توي صحنه خاموش است،يک نفر توي صحنه روشن نيست

اينکه مي ميرد عاشق من نيست ، سطرهاي رمان به هم خورده ست

پرسناژ ِ هميشه محبوبم در روايات ِ مختلف بودي

تو ولي نام کوچکت من بود ، ساختار ِ زبان به هم خورده ست

توي ِ داغي ِ ظهر ِ تابستان ،يک قناري ِ مرده يخ بسته

روي ِپل غرق ِ در خيالات است،فکر کرده مکان به هم خورده ست

فکر کرده به اينکه :"من هستم"،بوده پس فکر کرده :منتظر است

صحنه از هر تکثري خالي ست ، رد ِپاي زنان به هم خورده ست

قصه برگشت مي خورد من را،تو ولي حدس /مي زني / درد است

/اينکه در چشمهاي معصومم خط شعر وفغان به هم خورده ست

يک قفس مي کشم بر آزادي لاي ِ انگشتهاي ِ جوهريم

واژه طعم مذاب سربي داشت،واژه طعم ِ. . . توان به هم خورده ست

ماهي و توي ِ چاه افتادي ، مي پلنگم به سمت پيرهنت

عطرِخون هاي تازه مي پيچد ، صبر پيغمبران به هم خورده ست

به سلامت دوباره ي سفرت ، به سلامت شروع ِ بال و پرت

به سلامت هميشه چشم ترت ، استکان، استکان به هم خورده ست

سمت ِ خواجو غزل شديم اما مست حافظ به خانه برگشتيم

زير پل ها سپيده مي لرزيد ، خواب نصف جهان به هم خورده ست

پلک بستي ...ترانه زنداني ست،حال و روز ِ زمانه طوفاني ست

تازه اين ابتداي ِويراني ست

،

بغض آتشفشان به هم خورده ست

 

مریم حقیقت

http://www.shereno.com/2102/7746/71420.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح چهارم, | بازديد : 297