تبلیغات اینترنتیclose
شرجي ِماسه هاي ِلرزان را افق ِبي ستاره مي داند( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

خليج

**


شرجي ِماسه هاي ِلرزان را افق ِبي ستاره مي داند

دارد از راه مي رسد خورشيد،ماه را در خودش بسوزاند

روي ِساحل نوشتم آزادي ،باد امواج را به من کوبيد

دستي آئينه را تصاحب کرد تا به خاک ِسياه بنشاند

بوي ِسرب ِمذاب مي پيچد در مشام ِزني که تنهايم

تا دل ِمرده در تهجر را از غزل هاي نو بترساند

روي ِ امواج رد ِ خون مانده درگلوي ِ خليج فرياد است

بندر از عاشقانه ها خاليست تا زمين را ستم برقصاند

نسل من در سکوت زنداني ست،نسل من در شکنجه مي سوزد

زير ِ شلاق ِ وحشي ِباتوم از صداي ِ گلوله مي خواند

ظلم ِشب ناتوان تر ازآن ست که زمان را بگيرد از خورشيد

اوج ِفرياد ِ زنده بودن را در گلوي ِ غزل بميراند

واژه ها را ستاره خواهم کرد لاي ِانگشت هاي ِ جوهريم

مي نويسم به نام ِآزادي بر خليجي که فارس مي ماند

 

 

 مریم حقیقت

ياعلي

 

http://www.shereno.com/2102/7803/126360.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح پنجم, | بازديد : 269