تبلیغات اینترنتیclose
اينجا شبيه حس پريدن غريب بود ( مریم حقیقت) ...
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

گندم نما

اينجا شبيه حس پريدن غريب بود
 
در ماوراء اين همه ظلمت عجيب بود
 
 
نه مثل مرده دلان وحشي نبود

عاشق تبار غربت دردي نجيب بود
 
 
پيش بلند عاطفه اش قله هاي مهر
 
همواره در تصور مردم نشيب بود
 
 
در چشمهاي منتظر پر سؤال او
 
حتي براي عشق خدا هم رقيب بود
 
 
بايد نمي نشست چنين بي صدا شكست
 
وقتي براي ساده شدن ناشكيب بود
 

كم كم گذشت از شب و آني به من رسيد
 
در دست هاي ملتمسش عشق و سيب بود
 
 
گويا شبيه بي كسي آوار مي شدند
 
در من هواي خواهش ام يجيب بود


من را اسير كرد و خودش را دوباره برد
 
 آنشب شبي كه سخت برايم مهيب بود

 
اي كاش از حوالي او رد نمي شدم
 
 اي كاش در حوالي من آن فريب بود
 

حالا زمان گذشته و ديگر غروب كرد
 
 مردي كه از حضور خودش بي نصيب بود


 
  

مریم حقیقت 

 http://aryanpoem.persianblog.ir/1384/5/

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح پنجم, | بازديد : 201