تبلیغات اینترنتیclose
مث یه درد عمیق و ریشه ای ( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

کبوترانه ٢

 

مث یه درد عمیق و ریشه ای وحشت افتاده به جون باورم
 
غم غربت دوباره ی چشات گر گرفته توی چشمای ترم

 
سایمم سایمو با تیر می زنه خستگی داره عذابم می کنه
 
آسمون به جای بارون جای برف داره بی کسی می باره رو سرم

 
هی تقلا می کنم خسته می شم می کوبم به میله ها هی خودمو
 
اما قفل این قفس وانمیشه دیگه باورم شده کبوترم

 
کم کم از پرکشیدن خالی می شم ، گیرم اینکه بشکنه قفل قفس
 
چه جوری پربگیرم رها بشم ، آخه ریخته همه ی بال و پرم

 
کاش یه شب خواب چشاتو ببینم تا دوباره منو آتیش بزنه
 
بپیچه صدای نالم تو شبات . توی باد رها بشه خاکسترم

 
کاشکی دستای تو باز جون بگیره بکشه سمت خدا شب منو

 گل و حسرت بشونه روی موهام ، بپیچه عاشقی دور پیکرم

 
کاشکی از سمت چشات پر بگیرن همه ی کبوترا به سمت من

 حس پرواز و تو من زنده کنن ، پر آزادی بشه دور و برم

 
دارم اینجا می پوسم یه کاری کن بیا بشکن منو تا پر بکشم

  بنویس شعر منو روی نگات بنویس که اشتباه آخرم

 


مریم حقیقت – م.آرین

خرداد  ٨۴

 http://aryanpoem.persianblog.ir/1384/5/

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح ششم, | بازديد : 311