تبلیغات اینترنتیclose
یک نفر داشت از ابلیس حمایت می‌کرد ( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

بال ِ هفتاد و دو ققنوس به همراهش بود

**

یک نفر داشت از ابلیس حمایت می‌کرد
وَلَدِ کفر ِ بشر، غصب ولایت می‌کرد

سایهٔ شب زده‌اش را به جهان می‌پاشید
زندگی داشت به این فاجعه عادت می‌کرد

شهر در سلطهٔ تاریکی و وحشت می‌سوخت
ماه، در هیئت خورشید، وصیت می‌کرد

به خداوند قسم، معجزه بر شانهٔ ماست
ذهن ِ مسموم‌ی زمین را پر ِ بعثت می‌کرد

ذوالفقار از تپش ِ شوق به خود می‌لرزید
عاشقی باز به این قصه سرایت می‌کرد

قصدم از عزم سفر، دفع ِخطر، رفع بلاست
روح ِآزادگی از هاویه صحبت می‌کرد

پرتگاه‌ست در این فرصت بی‌نور، سکوت
امر معروف ِخدا، ذکر ِ مصیبت می‌کرد

حق ِمغصوب خلافت به تن ِ شیطان‌ست
نهی از منکر ِ بی‌دین ِ سیاست می‌کرد

این چه دینی ست که لبریز شراب ست و فساد
نور، از بیعت تزویر، برائت می‌کرد

می‌روم زنده کنم دین خدا را با خون
طلب ِ تشنگی از جام ِشهادت می‌کرد

بیرق ِ سبز خدا در کف ِ اولاد ِ علی ست
عزم به رفتن و تبیین رسالت می‌کرد

بال ِ هفتاد و دو ققنوس به همراهش بود
وخدا داشت بر این صحنه نظارت می‌کرد

تشنگی از لب ِ عطشان حرم می‌بارید
و عمو، علقمه را غرق ِ رشادت می‌کرد

وعده دادند که شق القمری در راه ست
و عمودی به سر ِ عشق اصابت می‌کرد

مشک سوراخ شد و دست علمدار چکید
آب از این خبر تلخ، شکایت می‌کرد

سرو ِ صد پارهٔ عباس به خاک افتاده ست
نور ِ تنها شده، احساس غرابت می‌کرد

و اذان گفت کسی روح ِ پیمبر تابید
علی ِاکبر ِ خورشید، قیامت می‌کرد

ارباء، ارباء، تن پاکش به حرم بر می‌گشت
آسمان را به شگفت، اینهمه هیبت می‌کرد

ظهر تقدیر رسیده‌ست وبلا می‌بارد
جبرئیل آمده، دعوت به ضیافت می‌کرد

وقت ِهفتاد و دو پرواز شد و قرآن را
سر ِ بر نیزهٔ ِ خورشید، تلاوت می‌کرد

خواهری با دل خون سمت اسارت می‌رفت
مادری مویه کنان قصد زیارت می‌کرد

 

 

مریم حقیقت

http://www.vaadi.ir/archive/2390

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ،صبح هفتم, | بازديد : 333