تبلیغات اینترنتیclose
رباعي :: از کوفه صداي آسمان مي آمد( مریم حقیقت)
پیچک ( مریم حقیقت)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

رباعي


از کوفه صداي آسمان مي آمد
دلتنگترين مرد زمان مي آمد

گويي که دوباره از دل شهر غروب
خورشيد،امير مومنان مي آمد

***
آزاد ورها زجان وتن آمده بود
هنگامه ي سبز پر زدن آمده بود

سوگند به ذات حق خدا را ديدم
آن شب که علي به خواب من آمده بود

***
شام بد ماجرا فرود آمده بود
غم بر دل انبيا فرود آمده بود

آن تيغ که بر فرق تو مي خورد علي
بر سينه ي مصطفا فرود آمده بود


***

 محراب وصداي اشهدي رويايي
شق القمر هميشه ي زيبايي

سر در دل او گريه نمي کرد علي
آنشب دل چاه خون شد از تنهايي

***
برگرد زمين وآسمان غم دارد
تاريخ حهان عدل تو را کم دارد

يک مرد همانند علي نيست ولي
اين کوفه هنوز ابن ملجم دارد

***
در حنجره ها شور صدا را کشتند
آئينه ي رحمت خدا را کشتند

در عرش نداي "ياحبيبي" پيچيد
هيهات علي مرتضي را کشتند

***

شام بد ماجرا فرود آمده بود
غم بر دل انبيا فرود آمده بود

آن تيغ که بر فرق تو مي خورد علي
بر سينه ي مصطفا فرود آمده بود

 

مریم حقیقت

 

http://www.shereno.com/2102/7803/72372.html

 

برچسب ها : ,

موضوع : مریم حقیقت ، صبح اول, | بازديد : 222